عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

763

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران در ماه صفر ، آقا سيد عبد اللّه مجتهد كاغذ به شاه نوشت كه قرار بود موسيو نوز را از گمرك معزول سازى و وعده هم دادى ، چه شد ؟ شاه كاغذ او را با مقراض پاره‌پاره كرد و گفت : جوابش اينست . طهران در هيجده ماه صفر 1323 ، به آقا سيد عبد اللّه مجتهد گفتند كه شاه كاغذ ترا پاره كرد . اين‌طور به او نوشت كه از قرار مذكور كاغذ مرا پاره كردى ، نقلى نيست . خسرو پرويز هم نامه جدم را پاره كرد . كنايت از اين‌كه چنان‌كه شكم خسرو پرويز را پسرش حكم داد پاره كردند ، شكم ترا [ هم ] پاره خواهند كرد . بارى شاه مجبور است نوز را معزول كند . بعضىها گفتند : به اين سختى كاغذ به شاه نوشتن صحيح نيست ، تغيير بايد داد . حال جمعى از علماى جزء با آقا سيد عبد اللّه متحد مىباشند و خيال دارند ترتيب بلوا بدهند . سه ، چهار نفر ديگر از علما مانند امام جمعه ، آقا سيد محمد « 1 » پسر كوچك آقا سيد صادق ، آقا شيخ فضل اللّه ، آقا سيد ابو طالب « 2 » زنجانى مبالغى پول از عين الدوله گرفتند و حمايت او را دارند . طهران در روز نوزدهم صفر 1323 ، بيشترى از بزرگان تجار دكاكين خود را بستند و به زاويه حضرت عبد العظيم عليه السّلام پناهنده شدند و به شاه تلگراف زدند كه موسيو نوز در گمركات به مال التجاره اجحاف مىكند و از قرار معلوم اضافه مىگيرد . بازار تجارت به اين واسطه كساد شده ، بايد او را معزول كنى و الّا ما از اينجا حركت نمىكنيم و خودمان گمرك را

--> ( 1 ) . منظور سيد محمد طباطبايى است كه در مشروطيت از ته دل صميميت به خرج داد و در سختىها از جان مايه گذاشت . ( 2 ) . حاجى ميرزا سيد ابو طالب زنجانى پسر حاج ميرزا ابو القاسم معروف به « ميرزا » ( جد خاندان ميرزائى زنجانى ) از علماى تهران و از مستبدين و همگامان محمد على شاه . صورت استخاره‌هائى كه شاه به نيت تخريب اساس آزادى و مشروطيت پيش او فرستاده و جوابهاى او در دست است ( مجله يادگار سال 5 ه . ش 9 / 8 ) . احتشام السلطنه هم كه در حكومت زنجان ، او را نزديك ديده شرح جالب توجه و رك و راستى از او در خاطرات خود آورده است . نگاه كنيد ايضا به شرح حال رجال ايران ( ج 1 ص 72 تا 75 ) .